تبليغاتX
تجربی های سمپاد بندر عباس

تجربی های سمپاد بندر عباس

این سایت در ستاد ساماندهی پایگاه های ایرانی ثبت شده و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

باتری تیسفون افتخار امپراتوری اشکانی


باستان شناسی | باتری تیسفون افتخار امپراتوری اشکانی اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازه ای تعجب و شگفتی جهانیان را بر انگیخت که حتی برخی از دانشمندان اروپایی و امریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقاب های پرنده و کشتی های فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند.
 

باتری تیسفون افتخار امپراتوری اشکانی

در سال 1330 خورشیدی، باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیک و همکارانش در نزدیکی تیسفون ابزارهایی از دوران اشکانیان یافتند. پس از بررسی معلوم شد که این ابزارها پیل های الکتریکی هستند که به دست ایرانیان در دوران اشکانیان ساخته شده و به کار برده می شده اند. او این پیل های تیسفون را Bagdad Battery نامید.

اکتشاف این اختراع ایرانیان به اندازه ای تعجب و شگفتی جهانیان را بر انگیخت که حتی برخی از دانشمندان اروپایی و امریکایی این اختراع ایرانیان را به موجودات فضایی و ساکنان فراهوشمند سیارات دیگر که با بشقاب های پرنده و کشتی های فضایی به زمین آمده بودند، نسبت دادند، و آن را فراتر از دانش اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی دانستند. برای ایشان پذیرفتنی نبود که ایرانیان 1500 سال پیش از گالوای ایتالیایی (1786 میلادی) پیل الکتریکی را اختراع نموده باشند.

باتری تیسفون افتخار امپراتوری اشکانی

یونانیان و مصریان با الکتریسیته ساکن آشنایی داشتند. پارتیها (اشکانیان) در تیسفون در فاصله سالهای 250 ق.م تا 224 پ.م. باتری الکتریکی ساختند. شرکت جنرال الکتریک این باتریها را شبیه سازی کرده است.

سال پیش از اینکه کنت ولتا الکترودهای مشهور خود را به پای قورباغه متصل کند، باتری الکتریکی مورد استفاده ی پارتیان (اشکانیان) بوده. این باتریها به باتری های تیسفون مشهورند. با روش “تعیین عمر کربنی (Radiocarbon dating)”دریافتند که قدمت این پیل ها به 200 پ.م. می رسد.

این پیلها دارای بدنه ی بیرونی از جنس ارتن ور بوده که حاوی میله ای آهنی است و به وسیله ی بخشی از بدنه ی مسی (میله ی آهنی درون استوانه ی مسی) ایزوله شده است. زمانی که درون محفظه با محلولی الکترولیت مانند آبلیمو پر شود، این وسیله جریان الکتریکی خفیفی تولید می کند. آزمایش های بعدی نشان داد که این وسیله ممکن است برای آبکاری جواهرات به کار می رفته است. در سال 1938 باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیگ که در آن زمان اداره ی موزه ی تیسفون را به عهده داشت، در زیر زمین این موزه به جعبه ای برخورد که شیئ (اشیا) عجیبی در خود داشت. او پس از تحقیقاتی به این نتیجه رسید که این وسیله شبیه یک باتری مدرن است.

او در مقاله ای این مطلب را منتشر کرد و از این وسیله با عنوان باتری باستانی یاد کرد که برای آبکاری و انتقال لایه ای از طلا یا نقره از سطحی به سطح دیگر به کار می رفته.

وی همچنین این تئوری را مطرح کرد که احتمالا با اتصال چند باتری باستانی قادر بودند که (ولتاژ) خروجی بیشتری تولید کنند. ویلارد گری (Willard Gray)، یک مهندس برق شرکت جنرال الکتریک در ایالت ماساچوست، پس از مطالعه ی مقاله ی کونیگ تصمیم گرفت این باتری را بازسازی کند. زمانی که او درون کوزه ی سفالین را با آب انگور، سرکه یا محلول سولفات مس پر کرد موفق به تولید ولتاژ حدود 1.5 تا 2 ولت شد. در 1978 دکتر اگبرشت مصر شناس مشهور نمونه ای از باتریهای تیسفون را بازسازی کرد و آن را با آب انگور پر نمود و توانست ولتاژ 0.87 ولت تولید کند که از آن برای طلاکاری یک پیکره ی نقره ای استفاده کرد.

او از این آزمایش نتیجه گرفت که بسیاری از اشیای باستانی که در موزه ها به عنوان طلا در نظر گرفته می شوند ممکن است نقره هایی باشند که آب طلا داده شده اند. نمونه های بیشتری از این باتری های باستانی در سال 1999 توسط دانشجویان دکتر Marjorie Senechal، استاد ریاضیات و تاریخ علم در Smith College ماساچوست، ساخته شد. آنها با پر کردن کوزه ی آن با سرکه قادر به تولید ولتاژ 1.1 ولت بودند. علاوه بر تئوری استفاده از این باتریها برای آبکاری فلزات، تئوری های دیگری مبنی بر استفاده ی پزشکی یا موارد دیگر داده شده است.

ایرانیان از این پیل های الکتریکی جریان برق تولید می کردند و از آن برای آبکاری اشیا زینتی سود می جستند. اما در پهنه دریانوردی ایرانیان از این اختراع جهت آبکاری ابزارهای آهنی در کشتی و جلوگیری از زنگ زدن و تخریب آنها استفاده می کردند.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/07/15ساعت 15:17  توسط بنیامین احمدی  | 

پایان یک اسطوره تکنولوژی

مرگ استیو جابز همه را شوکه کرد در واقع خود من هم تعجب کردم و باور نمیکردم تا اینکه در چند وبسایت معتبر خبر را به عنوان تیتر اول دیدم طبق اطلاعاتی که بدست اوردم او امروز ساعت ۳ پنج شنبه ۶ اکتبر 2011 درگذشت واقعا دنیا فردی را از دست داد که جرات متفاوت نگاه کردن و نو اوری خلاقانه را داشت به طوری که مطمینا تا نسل های بعد نیز او در رده بزرگترینهای ای تی قرار خواهد داشت به هر حال او انقلابی در ای تی به راه انداخت که از گاراژ خانه اش شروع شد و به زندگی همه انسان ها راه یافت. یادش گرامی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/07/14ساعت 13:4  توسط بنیامین احمدی  | 

سلام

سلام

یه چند وقتی هست فعال نیستیم

قراره از این به بعد به جای برخی مطالب مذخرف ! !!! ترجمه برخی مقالات معتبر را به زبان فارسی بزاریم

در ضمن برخی مطالب مذخرف هم هنوز داریم!

مطالب رو خودم ترجمه می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/11/23ساعت 19:17  توسط بنیامین احمدی  | 

سهراب ...

اهل كاشانم من

روزگارم بد نيست

تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي .

مادري دارم ، بهتر از برگ درخت .

دوستاني ، بهتر از آب روان .

*****

و خدايي كه در اين نزديكي است :

لاي اين شب بوها ، پاي آن كاج بلند.

روي آگاهي آب ، روي قانون گياه .

*****

من مسلمانم .

قبله ام يك گل سرخ .

جانمازم چشمه ، مهرم نور .

دشت سجاده من .

من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم

در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف .

سنگ از پشت نمازم پيداست :

همه ذرات نمازم متبلور شده است .

من نمازم را وقتي مي خوانم

كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو

من نمازم را ، پي (( تكبيرة الاحرام )) علف مي خوانم

پي (( قد قامت )) موج .

*****

كعبه ام بر لب آب

كعبه ام زير اقاقي هاست .

كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهربه شهر

(( حجر الاسود )) من روشني باغچه است .

*****

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/22ساعت 19:46  توسط بنیامین احمدی  | 

مقاله ای جالب در مورد مغز انسان

مقاله ای جالب در مورد مغز انسان ...

مغز انسان

گاهی اوقات پیچیدگی مباحثی که در علوم انسانی مطرح می شـود آنقـدر زیـاد اسـت که نمی توان تنها با طرح چند
سوال کلی از تمام رازهای موجود پرده بـرداری نمود. شاید برای کسب اطلاعات موثق در یک زمیـنه خاص، لازم باشد
چندین مقوله مرتبط و در عین حال متفاوت را مـورد بـحث و بررسی قرار دهیم تا بتوانیم به یک جمع بندی عمومی در
مـورد مـوضوعی خاص دست پیدا کنـیم. تحـقیق و بررسی پـیرامون پـاره ای از مـباحث آنقـدر چـالش بــرانگیز است که
پاسخ به چند سوال سطحی و پیش پا افتاده کاری از پیش نـخواهد برد. از جمله عنوان های دشوار و پیچیـده عـلمی،
بررسی کنش و واکنش های موجود در ذهن و نحوه عملکرد مغز می باشد. به طور روزانه پرسش های متفاوتی در این مورد به ذهن هر بشری خطور می کند. از جمله این معماهای بی پاسخ می توان به موارد زیر اشاره کرد: عملکرد حقیقی مغز به چه صورت است؟ مغز چگونه می تواند کارهای متفاوتی را از لحظه ای به لحظه ی دیگر انجام دهد؟ اجزای داخلی این ارگان چگونه با یکدیگر ارتباط داخلی برقرار می کنند؟

این عضو چگونه داده هایی با کیفیت حسی را دریافت نموده و آنها را با دانش و تجربه ی منسجم و منطقی ما از جهان خارج مرتبط می سازد؟

چگونه این قبیل داده های حسی را با قضاوت های آگاهانه و اختیاری همراه ساخته و ما را قادر به استدلال و استنتاج می نماید؟

چگونه احساسات و عواطف را با داده های حسی در می آمیزد؟

مغز چگونه سلسله مراتب کارهایی که ملزم به انجام آن هاست را سازماندهی میکند؟ به عنوان مثال چگونه می تواند توجه ما را به مسئله ای جلب کند؟ سلسله مراتب متمرکز کردن فکر و توجه بر روی مطلبی خاص، بسته به چه ترتیبی در ذهن انجام میپذیرد؟ چه نیرویی در مغز وجود دارد که به ما این امکان را می دهد تا اشکال را از زمنیه ای که در آن قرار گرفته اند تشخیص دهیم؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/22ساعت 17:30  توسط بنیامین احمدی  | 

استرپتوکوکوس نومونیا یا دیپلوکوکوس نومونیا !؟

در سال 1926 وقتی که این باکتری را به منظور تست گرم از آلودگی های تنفسی نمونه برداری کردند در زیر میکروسکوپ به صورت کروی های دوتایی به رنگ آبی دیده شد .( گرم مثبت ) به این دلیل آن را دیپلوکوکوس نومونیا نامیدند . در سال1974  ثابت شد که این باکتری در مایعات بین سلولی به صورت زنجیری رشد می کند .به این خاطر آن را استرپتوکوکوس نومونیا نامیدند .رده بندی این باکتری به شرح زیر است .



Bacteria

Domain

firmicates

Phylum

Diplococci

Class

Lactobacillales

Order

Stereptococceae

Family

Stereptococcus

Genus

Pneumonia

Species





History

In 1881, the organism, discovered by Leo Escolar, then known as the pneumococcus for its role as an etiologic agent of pneumonia, was first isolated simultaneously and independently by the U.S Army physician George Sternberg and the French chemist Louis Pasteur.

The organism was termed Diplococcus pneumoniae from 1926 because of its characteristic appearance in Gram-stained sputum. It was renamed Streptococcus pneumoniae in 1974 because of its growth in chains in liquid media.

S. pneumoniae played a central role in demonstrating genetic material consists of DNA. In 1928, Frederick Griffith demonstrated transformation of life, turning harmless pneumococcus into a lethal form by co-inoculating the live pneumococci into a mouse along with heat-killed, virulent pneumococci. In 1944, Oswald Avery, Colin MacLeod, and Maclyn McCarty demonstrated the transforming factor in Griffith's experiment was DNA, not protein, as was widely believed at the time.[3] Avery's work marked the birth of the molecular era of genetics.[4]

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/09/18ساعت 20:5  توسط بنیامین احمدی  | 

اولین مرکز سوخت گیری هیدروژن همگانی در هلند

این روزها اروپا با جدیت به طرف گسترش پمپ‌های هیدروژن حرکت می‌کند. ابتدا در ایتالیا شاهد پمپ‌های هیدروژنی بودیم که با انرژی خورشیدی کار می‌کردند، سپس اعلام شد که در آلمان شبکه‌ی سوخت هیدروژنی تا سال ۲۰۱۵ تکمیل خواهد شد. هلند آخرین کشوری بود که با افتتاح اولین مرکز سوخت گیری هیدروژن همگانی به این فهرست اضافه شد. اولین پمپ در Arnhem نصب شده که ظاهرا از نخستین پمپ‌هایی است که قرار است در شاهراه هیدروژن اروپا نصب شود.

مرکز سوخت گیری هیدروژنی، یک کارخانه‌ی کوچک تولید هیدروژن است که آن را تحت فشار ذخیره می‌کند. هیدروژن فشرده شده از طریق یک شلنگ مخصوص مثل یک سوخت معمولی به خودروهای هیدروژنی تزریق می‌شود. از آنجایی که این اولین مرکز سوخت هیدروژن در این کشور است، با ظرفیت محدود خود تنها به خودروهای محلی که سوخت خود را به هیدروژن تغییر داده‌اند خدمات خواهد داد.



در حال حاضر بزرگترین ضعف خودروهای هیدروژنی مخزن بزرگ آنهاست که تمامی‌ فضای صندوق و یا صندلی‌های عقب را اشغال می‌کند . امید است که سازندگان خودروهای هیدروژنی مانند Daimler, BMW, GM, Ford, Toyotaو Honda چاره‌ای اندیشیده و خودرویی راحت تر و کوچکتر تولید کنند که مقبول عموم واقع شود. با اتمام شاهراه هیدروژن اروپا انتظار می‌رود پمپ‌های هیدروژن در سراسر قاره‌ی اروپا فراگیر شوند.

inhabitat

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/09/18ساعت 19:58  توسط بنیامین احمدی  | 

NASA یک گونه‌ی زیستی جدید کشف کرد

ناسا یک گونه‌ی جدید زیستی به نام GFAL-1 را کشف کرده است. ساختار بیولوژیکی این‌گونه‌ی جدید شبیه هیچ یک از گونه‌های زیستی که تا به حال روی زمین کشف شده، نمی‌باشد. این گونه‌ی عجیب با استفاده از عنصر آرسنیک، DNA و RNA، پروتئین‌ها و اعضای سلولیِ خود را می‌سازد. بنابراین تمام تئوری‌های زیستی تغییر خواهد کرد !!!

ناسا می‌گوید: ” این یک گونه‌ی زیستی است در حالیکه ما از آن بی اطلاع بودیم.”

تاکنون تمام گونه‌های زیستی کشف شده، از کوچکترین جانداران تک سلولی گرفته تا بزرگترین وال‌ها، همگی از شش عنصر تشکیل شده‌اند. این شش عنصر عبارتند از: کربن، هیدروژن، نیتروژن، اکسیژن، فسفر و در نهایت گوگرد یا سولفور.

یکی از محققین ناسا به نام Felisa Wolfe Simon به همراه تیمش، یک باکتری کشف کردند که DNA آن کاملا با علوم امروزی ما متفاوت است. میکرو ارگانیزم کشف شده به جای فسفر از عنصر سمی آرسنیک برای ساختن بلوک‌های زیستی خود استفاده می‌کند! آرسنیک یک عنصر سمی است اما از نظر شیمیایی شبیه فسفات عمل می‌کند.

این باکتری عجیب در دریاچه‌ی Mono‌ی کالیفرنیا کشف شده است. محیطی که به شدت شامل نمک بوده و در نزدیکی پارک ملی Yosemite واقع است. در تصویر زیر نمایی از طلوع خورشید بر فراز این دریاچه را مشاهده می‌کنید:

این دریاچه یک مکان غیر طبیعی و جدید نیست، با این وجود محققین ناسا در محیط آزمایشگاهی نیز به بررسی این باکتری پرداختند و آن را از محیط اطراف کاملا جدا کردند. در ابتدا باکتری را در یک محیط ایزوله شده شامل فسفر قرار دادند. روند رشد آن کند شد و سپس با اضافه کردن آرسنیک و کم کردن فسفر مشاهده کردند که رشد آن بسیار سریع‌تر و اندازه‌ی آن بسیار بزرگتر می‌شود. در تصویر زیر نمایی از شکل‌گیری این باکتری را مشاهده می‌کنید که در ابعاد ۵ میکرومتر است.


بنابر اضهارات Wolfe Simon، آن‌ها می‌دانند که : “برخی میکروب‌ها می‌توانند آرسنیک را تنفس کنند اما این کشف جدید تنها آرسنیک را تنفس نمی‌کند، بلکه با استفاده از آن بدن خود را می‌سازد.” این کشف جدید به معنای تغییر بزرگی در دیدگاه زیست‌شناسان نسبت به گونه‌های زیستی می‌باشد، حتی احتمال وجود ارگانیزم‌های دیگر زندگی در سیارات دیگر را تقویت می‌کند، ممکن است این ارگانیزم‌ها شبیه ما روی کره‌ی زمین تنفس نکنند. Ed Weiler اضافه می‌کند : “حالا تعریف ما از زندگی گسترده‌تر شده است.”

در کنفرانسی که چند شب پیش ناسا برگزار کرده است Wolfe Simon اظهار کرده است که اهمیت این کشف جدید در شکستن اعتقادات ما در مورد چگونگی ایجاد و بزرگ شدن یک گونه‌ی زیستی می‌باشد. دانشمندان از این به بعد به دنبال کشف ارگانیزم‌ها و متابلویسم‌هایی خواهند بود که از عناصری مثل آرسنیک و حتی دیگر عناصر استفاده کنند. وی خود نیز، به دنبال بررسی چند احتمال دیگر خواهد بود.

Pamela Conraf زیست شناس زمین در ناسا عقیده دارد که این کشف بسیار بزرگ و خارق‌العاده‌ای است، وی آن را با سریال علمی-تخیلی سفر فضایی مقایسه کرده و می‌گوید این اکتشاف به مراتب از کشف یک موجود زنده که بر اساس سیلیکون تشکیل شده است و به همین دلیل از دید tricoder پنهان مانده بود، بزرگتر و با اهمیت‌تر است. در واقع این اکتشاف نشان می‌دهد که ما به دنبال گونه‌ی زیستی اشتباه در مکان اشتباهی بوده‌ایم و از این به بعد بایستی روش خود برای جستجوی گونه‌های جدید در کره‌ی زمین و تمام جهان را عوض کنیم !!

در شکل زیر نمایی بزرگ‌تر از این گونه‌ی عجیب را مشاهده می‌کنید که ساختار داخلی آن نمایان است:


منابع:

Gizmodo

Engadget

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/09/18ساعت 19:53  توسط بنیامین احمدی  | 

ده آزمايش برتر جهان ( زيباترين آزمايش هاي فيزيك در تاريخ )

در عصري كه ما زندگي مي كنيم آزمايشهايي كه چشمان جهانيان را خيره مي كند ازجمله آزمايشهايي كه براي يافتن توالي اجزاي يك ژنوم، شكافتن ذرات ريز اتمي در شتابدهنده ها و تجزيه وتحليل ستارگاني كه با ما ميلياردها سال نوري فاصله دارند نياز به ميليونها دلار سرمايه گذاري دارند و تجزيه وتحليل اطلاعات به دست آمده از ابزارهاي پيشرفته دراين آزمايشها ماهها به طول مي انجامد.
«رابرت كريز» عضو گروه فلسفه دانشگاه نيويورك در استوني بروك كه مورخ آزمايشگاه ملي بروك هيون هم هست، از فيزيكدانان خواست ده آزمايش برتر جهان فيزيك را نام ببرند. برخلاف انتظار عصر ما كه آزمايشهاي پيچيده توسط تيمهاي برجسته دانشگاهها و مراكز تحقيقات صورت مي پذيرد ده آزمايش برتري كه به عنوان زيباترين آزمايشهاي فيزيك در طول تاريخ انتخاب شد توسط ده فيزيكدان بسيار سرشناس انجام شده بود كه دستياران چندان زيادي هم نداشتند. ازهمه جالب تر اين كه اين آزمايشهايي كه در فهرست زيباترين آزمايشهاي فيزيك جاي گرفتند نيازي به كامپيوترهاي فوق پيشرفته بسيار مدرن نداشتند. اين ليست در مجله اين ماه Physics World به چاپ رسيده است . دراينجا به جاي آن كه به اين آزمايشها به ترتيب رتبه بپردازيم به ترتيب تقدم وتأخر زماني انجام اين آزمايشها، به اين ده آزمايش محبوب در فيزيك خواهيم پرداخت.

http://www.jazirehdanesh.com/files/physics/pages/physics_main.jpg

۱ـ اندازه گيري محيط زمين توسط اراتوستن رتبه هفتم را به دست آورد.

 هنگام انقلابين [اصطلاح اخترشناسيSolstice] در ظهر روزي كه آفتاب در شهر آسوان مصر هيچ سايه اي ندارد به گونه اي كه نور خورشيد قادر است به طور مستقيم به ته يك چاه برسد، موردتوجه اراتوستن ـ كتابدار شهر اسكندريه در سه قرن پيش از ميلاد مسيح ـ قرار گرفت. اراتوستن در چنين روزي درست هنگام ظهر كه در آسوان سايه وجود ندارد در شهر اسكندريه سايه را اندازه گيري كرد، چاره اي نبود جز اين كه زمين را كروي درنظر بگيرد. چون سايه در اسكندريه نسبت به خط عمود هفت درجه بود. محيط هردايره ۳۶۰درجه است براساس اندازه گيري اراتوستن ميان اسكندريه وآسوان ۷درجه فاصله بود. [واحد اندازه گيري درآن زمان به جاي متر «Stadium» بود] با سفر ميان دوشهر اسكندريه وآسوان معلوم شد كه فاصله آنها براساس واحد اندازه گيري Stadium، ۵۰۰۰ است. به اين ترتيب هفت درجه از ۳۶۰درجه ۵۰۰۰ استاديوم اندازه گيري شده بود پس محيط زمين براساس محاسبات اراتوستن ۲۵۰۰۰۰استاديوم بود.

۲ـ آزمايش گاليله درمورد سقوط اجسام رتبه دوم را به دست آورد.


در اواخر دهه ۱۵۰۰ميلادي گاليليو گاليله Galileo Galilei كه كرسي استادي دانشگاه پيزا را داشت دانش متعارف زمان خود را زير سؤال برد . با انداختن دو شيء از بالاي برج پيزا كه وزنشان برابر نبود نشان داد كه شيءسنگين تر زودتر از جسم سبك تر فرود نمي آيد. اگر اين كشف را در دوران ارسطو انجام داده بود به قيمت شغلش تمام مي شد.

 3-آزمايش گاليله با گوي هاي غلتان برروي سطح شيب دار رتبه هشتم را به دست آورد.

 دراين آزمايش گاليله ثابت كرد كه مسافت با زمان به توان دو نسبت مستقيم دارد وسرعت [Velocity كه با علامت اختصاري Vنمايش مي دهند] در جريان آزمايش ثابت باقي مي ماند.


4ـ انكسار نور با منشور توسط نيوتن رتبه چهارم را به دست آورد.

 ايساك نيوتن درسالي به دنيا آمد كه گاليله مرد. نيوتن فارغ التحصيل كالج تثليث كمبريج (سال ۱۶۶۵) بود. اين بار هم نيوتن دانش متعارف به جامانده از دوران ارسطو را زير سؤال برد. تلقي مردم از نور خورشيد مانند برداشت ارسطو بود ونور را خالص مي دانستند. با وجودي كه مردم رنگين كمان را ديده بودند. تا پيش از عبور نور از منشور وتجزيه آن به هفت رنگ حتي فكرش را نمي كردند نور متشكل از اين رنگها باشد.

۵ـ آزمايش كاونديش در مورد ميله و پيچش رتبه ششم را به دست آورد.

 از تئوريهايي كه نيوتن در مورد گرانش داده بود يكي اين بود كه نيروي جاذبه ميان دوجسم رابطه مستقيم با جرم به توان دو و رابطه معكوس با فاصله به توان دو دارد. در قرن هجدهم، هنري كاونديش براي اندازه گيري قدرت گرانش آزمايشي انجام داد او يك ميله چوبي دومتري كه به دوسر آن دوكره فلزي نصب شده بود انتخاب و با سيم اين ميله چوبي را آويزان كرد. با همين وسايل ساده كاونديش موفق به اندازه گيري ثابت گرانشي gravitational Constant شد. اين آزمايش زمينه اندازه گيري جرم زمين هم بود.

۶ـ آزمايش تداخل ـ نور يانگ مقام پنجم را به دست آورد.


همه تئوريهاي نيوتن درست از آب درنيامد. او مي گفت نور از ذرات تشكيل شده است و به صورت موج منتشر نمي شود. در سال۱۸۰۳ توماس يانگ، درصدد برآمد به اثبات برساند نحوه حركت پرتوهاي نور به صورت موج است. او در پنجره سوراخي ايجاد كرد، همه پنجره ها را به دقت با پوششي ضخيم پوشاند بعد از يك آيينه براي تغيير جهت پرتويي از نور كه از طريق اين سوراخ وارد مي شد، استفاده كرد با استفاده از يك كارت كه عرض آن يك ميليمتر بود جلوي نيمي از سوراخ را گرفت در نتيجه به توالي نوارهاي سايه و روشن مشاهده كرد، اين پديده در صورتي قابل توضيح است كه پرتوهاي نور مانند امواج در يكديگر تداخل ايجاد كنند. بعدها اين آزمايش را با دوسوراخ انجام دادند و نتيجه واضح تري به دست آمد.

۷ـ آزمايش پاندول فوكو رتبه دهم را به دست آورد.

دانشمندان سال پيش پاندولي را به قطب جنوب بردند و مهر صحت بر آزمايش زدند كه در سال۱۸۵۱ توسط ژان برنارد لئون فوكو با يك پاندول آهني ۳۰كيلوگرمي آويزان از گنبد پانتئون انجام شد. فوكو به گوي يك پاندول سوزن گرامافون وصل كرده بود و روي زمين زير گوي حلقه اي از شن هاي مرطوب قرار داد. در مقابل حيرت همه نشان داد كه با وجودي كه حركت پاندول به جلو و عقب هدايت شده بود اما پاندول حركتي دوار انجام داد. يعني در واقع كف پانتئون در حال گردش بود و يا به عبارت بهتر زمين در حال چرخيدن حول محور خود بود. در پاريس هر ۳۰ساعت پاندول در جهت عقربه هاي ساعت يك دور را كامل مي كند. در نيمكره جنوبي اين گردش در خلاف جهت عقربه هاي ساعت است. همانطور كه دانشمندان معاصر نشان داده اند در قطب جنوب دوره گردش كامل پاندول ۲۴ساعت است.

۸ـ آزمايش قطره روغن ميليكان رتبه سوم را به دست آورد.

 قرنها بود كه دانشمندان الكتريسيته را چه در مورد رعد و برق چه الكتريسته ساكن ناشي از تماس برس با موي سر مشاهده كرده بودند. در سال۱۸۹۷ تامسون فيزيكدان بريتانيايي پايه گذار اين دانش شد كه الكتريسيته از ذراتي به نام الكترون كه بار منفي دارند تشكيل شده است. رابرت ميليكان آمريكايي در سال۱۹۰۹ موفق به اندازه گيري بار منفي در الكترونها شد. براي اين كار از چندوسيله ساده استفاده كرد. با استفاده از افشانه هايي كه ادكلن را به صورت افشانه درمي آورند روغن را در يك محفظه شفافي افشاند كه دوطرف آن به دوسر يك باطري متصل بودند. به اين ترتيب يك سر محفظه مثبت و سرديگر آن منفي بود.
زماني كه نيروي گرانش با نيروي جاذبه الكتريكي كه قطرات روغن باردار را به سمت خود مي كشيد برابر مي شد قطره در ميان آسمان و زمين معلق مي ماند. در واقع در حالت عادي اين قطره به خاطر نيروي گرانش بايدپايين مي افتاد اما در اثر نيروي جاذبه الكتريكي در حال حركت به سمت قطب مخالف بود چون دونيرو برابر شدند اين قطره روغن از حركت بازايستاد. با همين وسايل ساده ميليكان موفق به اندازه گيري بار الكتريكي يك الكترون شد.

۹ـ آزمايش كشف هسته توسط رادرفورد مقام نهم را كسب كرد.


در سال۱۹۱۱ را در فورد و همكارانش با بمباران يك لايه بسيار نازك طلا با ذراتي به نام آلفا متوجه اين حقيقت شدند كه درصدي از اين ذرات منحرف و درصدي درست در جهت مقابل بازمي گردند به اين ترتيب رادرفورد موفق شد مدل قديمي آرايش هسته و الكترون را كه به «مدل كيك آلو» معروف بود به چالش بكشاند.

10ـ آزمايش ماكس پلانك و تئوري كوانتوم رتبه اول را كسب كرد.

 در مورد نور نه حق به جانب نيوتن بود ونه يانگ نه مي توان نور را فقط ذرات فوتون دانست و نه امواج. در اوايل قرن بيستم ماكس پلانك و بعد آلبرت انيشتين نشان دادند كه نور به صورت بسته هاي بسيار كوچكي منتشر و جذب مي شود كه به آن فوتون مي گويند. در عين حال آزمايشهاي ديگر هم موجي بودن حركت نور را به اثبات مي رسانند.
براي اثبات در اينجا به جاي آزمايش از سوراخ يانگ و پرتوهاي نور از پرتوهاي الكترون استفاده ميشود. ذرات، براساس قوانين كوانتومي، پديده اي شبيه به نور در آزمايش تداخل يانگ از خود برجاي مي گذارند اگرچه اين آزمايش در سال۱۹۶۱ توسط كلاوس جانسون از توبينگن انجام شد اما در اين سالها ديگر يافته هاي دانش به قدري زياد و گسترده شده بود كه ديگر نمي توانست نامهايي ابدي مثل نيوتن و انيشتين در اذهان مردم دنيا بيافريند.

منبع : http://h-n-1386.blogfa.com/post-24.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/15ساعت 17:41  توسط بنیامین احمدی  | 

و ابليس هم به تماشاي ستارگان نشست ...

و

ابليس هم به تماشاي ستارگان نشست ...
دانشمندان آلماني، تلسكوپ فروسرخ پيشرفته‌اي را در آريزونا ساخته‌اند كه چگونگي شكل‌گيري ستارگان و سيارات را مشخص خواهد كرد. اين تلسكوپ لوسيفر (ابليس) نام دارد و در كنار رصدخانه واتيكان ساخته شده است!

ابوالفضل كريمي: ساخت يك تلسكوپ جديد كه به نام شيطان نامگذاري شده است به دانشمندان اين امكان را مي‌دهد تا چگونگي تولد ستارگان را ببينند.


به گزارش پاپ‌ساينس، لوسيفر كه مخفف عبارت «تلسكوپ دو چشمي بزرگ فروسرخ نزديك با دوربين و ميدان ديد مجتمع براي تحقيقات مافوق كهكشاني» است، نام ابزاري است كه به يك تلسكوپ در آريزونا متصل شده است. البته لوسيفر در لاتين، نام ابليس نيز هست، هرچند كه در اصل به معني ستاره صبحگاهي است.


اين وسيله تا دماي منفي 213 درجه سلسيوس سرد شده تا امكان رصد در محدوده فروسرخ نزديك فراهم شود. اين طول‌موج براي فهميدن شكل‌گيري ستارگان و سيارات و هم‌چنين رصد كهكشان‌هاي بسيار جوان و بسيار دور اهميت زيادي دارد.


لوسيفر مجهز به سه دوربين قابل تعويض براي عكس‌برداري و طيف‌گيري با دقت‌هاي مختلف است. اين تلسكوپ داراي ميدان ديد بالا و قابليت عكس‌برداري با رزولوشن بالا است كه اجازه رصدهاي گسترده و متنوعي را مي‌دهد.


لوسيفر در حقيقت قسمتي از تلسكوپ دو چشمي بزرگ است كه به طور اتفاقي در كنار رصدخانه واتيكان در كوه گراهام در تاكسون قرار گرفته است .واتيكان داراي يك رصدخانه در آريزوناست كه توسط ستاره‌شناسان يسوعي تجهيز شد، اما از اين به بعد بايد يك همسايه با نام شيطاني را در كنار خود تحمل كند.


دانشمندان پنج دانشگاه آلماني اين تلسكوپ را طراحي و نامگذاري كرده‌اند. دانيل استولت سخنگوي دانشگاه آريزونا در اين باره توضيح داد كه اعضاي اين تيم در حال بازي با كلمات بودند تا بتوانند يك نام اختصاري با معني از كنار هم قرار دادن كلمات تكنيكي بسازند و در نهايت به لوسيفر رسيدند!


البته در آلمان مانند كشور آمريكا ترديدهاي اين چنيني براي نام گذاري وجود ندارد ، چرا كه آلمان كشوري بسيار سكولار است. به عبارت ديگر ممكن است در نهايت با اين نام‌گذاري مخالفت شود، اما به هر حال اين نام براي آلماني‌ها جالب و بدون مشكل خواهد بود.


اما بدون توجه به آن‌كه سرانجام اين تلسكوپ چه نامي خواهد گرفت، مطمئنا تصاوير جالب و مفيدي در اختيار دانشمندان و علاقه‌مندان قرار خواهد داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/09/15ساعت 17:32  توسط بنیامین احمدی  |